باز آیـی به بـرم کـز می ما نــوش کنی
تا دلم بار دگر سرمست و مد هوش کنی
می شــود آیــا که در ایــن وادی هــجـر
گاه و بی گاه به درد دل مل ما گوش کنی
می شـود بار دگـر در رویـاء
من افسرده هم آغوش کنی
یا که خواهی عاشق رسوای خود
تا ابد انجا و آنجا خانه بر دوش کنی !
یا که نه خواهی که در هجران خود
در دیــوار دل ما سیـه پوش کـنی !
میرزایی سروده شده ۶/٣/١٣٨٧